خرید بک لینک
سلامتو چندروزی که گذشت همه جا سیاه بود استوری، پست، کامنت، جنگ بود و کشتار و شیوندلتنگ اتفاقاتی بودم که دلخوشی از اونا ندارم مثل استوری گذاشتن از رانندگی، عکس گذاشتن از غذا ، برای روزمرگی هایی که شایدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا رضاپور تاريخ: شنبه 24 اسفند 1398 ساعت: 6:54

از شمس لنگرودی متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا رضاپور تاريخ: سه شنبه 24 دی 1398 ساعت: 19:36

ما فقط میخوایم حال همه خوب باشه ، ولی بعضی وقتا حال کسی که خوب نمیشه که هیچ حال خودمونم خراب میشه... مثل بهار، بهار با اینکه نماد شادی و سرسبزی اما همه رو خوشحال نمی کنه چون بعضیا به گرده های توی هوا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا رضاپور تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 6:50

بچگیام آروم و گوشه گیر بودم، جایی میرفتم مهمونی ساکت یه گوشه مینشستم وبه بازی کردن بقیه نگاه میکردم و منتظر بودم یکی از بچه ها بگه که باهاشون بازی کنم یا اینکه مامانم اجازه بده تا برم و باهاشون بازی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا رضاپور تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 6:50

متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا رضاپور تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 6:50

98/07/18 - 18:25

سلام

کربلا 555 کیلومتر

خداحافظ

98/07/18 - 21:00

سرپل ذهاب، از اینجا به بعد آثار خرابی های زلزله آبان 96 هنوز بعضی جاها هست.

برچسب: نویسنده: بردیا رضاپور تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 6:50

فلذا کاری نداشتیم جز دیدن روی ماهتان پشت قاب های مجازی که آنهم دوستان لطف کردند و دستشان را روی دکمه اینترنت بین الملل گذاشتند و مارا از این نعمت بی بهره کردند، نمیشود یک اکانت کوچک در فلان پیغامبر دادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا رضاپور تاريخ: پنجشنبه 5 دی 1398 ساعت: 6:50

یکی ازم پرسید چرا انقد درگیر یه خواستنی ، گفتم نمیدونم یعنی واقعا نمیدونم ها درگیر یه بازی ام که توش خیلی ضعیفم اما بازم دارم ادامه میدم این بازی مثل این میمونه که سوار یه گاری باشی و اون سوار بنز هرچی تلاش کنی بهش نمیرسی ، ولی باید به بازی ادامه بدم ولی نمیدونم چرا! ولی میدونم همین ندونستن یعنی که خیلی خواستمو میخوام .

برچسب: نویسنده: بردیا رضاپور تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 15:56

جواب مشکلاتت رو کنارت قرار میده درست نزدیک رگ گردنت ، اما ما تو اوج آسمونا دنبالش میگردیم ...

سال نو مبارک .

برچسب: نویسنده: بردیا رضاپور تاريخ: يکشنبه 1 ارديبهشت 1398 ساعت: 15:56

سلام جانا عرضم به حضور انورتان که زمستان فصلی خوبی برای رفتن نیست بماند که ایام دیگر هم همینطور هستند ، میگویند مرد است و قولش ! کدام مرد آخه ما همه خیال میکنیم که مرد شده ایم شکمی بالا آورده ایم فکرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا رضاپور تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 4:34

سلام جانا

در شروع بیست و چند سالگی زندگیمان به رسم هر سال آرزو میکنیم حضورتان برای ساعاتی از فکر و خوابمان بیرون آید و در کنارمان باشد ، خودتان میدانید که به لبخندی از سویتان هم دلخوشیم .

ارادتمندتان مهدی

به وقت بیست و ششم دی ماه یکهزار و سیصد و نود و هفت

برچسب: نویسنده: بردیا رضاپور تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 4:34

سلام, جانا خواستم بگم که تو چند ماه گذشته ، تا دیروقت در حال کاربودم ، اما هیچ پیش رفتی نداشتن از همیشه درگیر تر بودم کسی که همیشه کنارم بود یکهو مقابلم قرار گرفت ، خودش را در من نابود کرد ، غمگین ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا رضاپور تاريخ: شنبه 24 آذر 1397 ساعت: 13:33

فکر کردن بهش سخته, ، شروعش سخته, ، ادامه دادنش سخته,

اما نباید هیچ وقت از اون چیزی که میخوایم دست بکشیم ، صبر کردن سخته, اما حسرت خوردن خیلی سخت تره ...


قسمتی از سختی های اینروزا !

برچسب: نویسنده: بردیا رضاپور تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 18:55

لیلا تو فقط بخون ، فقط خودت آقای حامد عنقا علاقه خیلی خاصی بهت داره ، خودت میدونی که ! توی تنهایی لیلا عاشق شدی ، اتفاقا توی پدر هم عاشق شدی ! اونجا عاشق یه آدم مذهبی شدی اینجا هم همینطور ، اونجا معشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: بردیا رضاپور تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 18:55

کُردها, یه کلمه ی پر مهری دارن به اسم 'باوان' اگه بخوایم ساده ترجمه کنیم میشه جگر گوشه ، اما در اصل از بابا و مامان میاد یعنی خانه پدری

وقتی کسی میگه 'باوانِم' یعنی چنان با دل و جانم آمیختی که گویی ریشه منی ...

برچسب: نویسنده: بردیا رضاپور تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 18:55

صفحه بندی